|
یه روانی مثل همه روانیهای دیگه
|
|
|
|
||||
|
امروز صحبتی دارم در باب این نکته که چرا خوشگلا باید برقصن!!!
فرض کنید این جمله تمامی خوشگلها را در بر بگیرد آنگاه هر کسی که خود را خوشگل بیابد باید نفسش را ملزم به رقص کند . آن موقع است که بیا و ببین چه قشقرقی به پا شده !!!! به اداره میروی کارمندان متعهد را میبینی که مایکل جکسون رو گذاشته اند جیب عقب به دکتر میروی او را در حال رقص نسخه و دارو میبینی تلویزیون را می نگری رهبر دینی مملکت را میبینی که از خود حرکات موزون بیرون میدهد.(برای شادی خودتون صلوات ختم کنید) صحبت در این باب بسیار مفصل و گسترده است بطوریکه در این مقال نمی گنجد بنده فقط به جنبه مهم و ناموسی قضیه میپردازم و صحبت را پایان میبخشم (برای شادی خودتون صلوات ختم کنید) برادر من فرض کن عمه یا خاله تو خوشگل باشد آیا باز هم باید برقصد؟؟؟؟ و این سئوال پیش می آید که تو مگر خودت ناموس نیستی ؟؟؟؟ برادران و خواهران بیایید روی عمه های خود فوکوس دقیق تری داشته باشیمو اجازه ندهیم بی خو د و بیجهت برقصند و به اون بی ناموس که نصف اسمش مدفوع نصف دیگرش "دی" است بگوییم: خوشگلا برن سر قبر بابات برقصن. در پایان ازتمامی مدعوین عزیزبرای تحمل سخنان گهر بار بنده تشرکر میکنم و خیلی آرزو دارم براتون. برای سلامتی شهدای راه انرژی هسته ای اجماعا صلوات بفرستید. ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 14:10 توسط روانپریش
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جيگر تو پريدي ولم كردي نادر بودي و بي وفام كردي تو سينه عشق تو نشسته هر كي ندونه خيلي پسته خداي من ميدونه تو بهتر از خدايي نامه تو چاه ميندازم اي برتر ازخدايي كي ديده تا حالا ناهار بدون ماست انرژي هسته اي حق مسلم ماست
اين اثر رو من خودم خوندم تنظيم اين اثر از برادرم بوده و شعرش هم از زن برادرم كه تقديم ميكنمش به مقام عظماي ولايت "روحنا فداه" اميدوارم كه مورد قبول واقع بشه.
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 13:21 توسط روانپریش
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با نام و آدرس وبلاگ من میرن کامنتهای توهین آمیز میدن .(شرم آوره) با وجود این عناصر لمپن نوشتن بسیار دشواره . به هیچ عنوان نمیتونم ببینم کسی داره به شخص دیگه ای بی حرمتی میکنه اونم از طرف من . دوستان برای اینکه مشکل خاصی پیش نیاد تا اطلاع ثانوی من برای کسی کامنت نمیذارم فقط خواننده هستم تا از شر لمپنیزم راحت شیم .فعلا
خدایا برسون یه مثقال شعور!!!!!!!!!!!
+
نوشته شده در شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 0:44 توسط روانپریش
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
من : خب عزيزم شما چه مشكلي داري تعريف كن ببينم سينا : تو يه آدم ساديست هستي كه يه عده آدم مازوخيست دور و برتو گرفتن من : خب اين كه مشكل تو نيست از خودت بگو !!!!!!! سينا : آنارشيست مزاحم تو معلوم هست داري چه غلطي ميكني؟ من : عزيزم از خودت بگو من به درك(با صدايي بلند تر) سينا : تو يه عنصر فاسدي تو يه كثافتي !!!!!!! (با داد و بيداد) من : برو بيرون نابخرد سينا : من مشكل دارم مشكل من تويي من : تنها مشكلي كه من نمي تونم حل كنم همينه شرمندم .بيرون سينا : نميرم بايد تو دست از ساديسم بر داري من : به تو چه؟ بيرون سينا :....... ....... بيفايده بود تو دفترچه سينا به جاي دارو10 بسته كاندوم رو به خط ناپيدايي مينويسم(مهر هم نميزنم) و روانه ش ميكنم داروخونه و به فكر اين كه طرف بهش ميگه : آقا اين كه شما ميخوايد دفترچه لازم نداره بعدش هم بايد از قسمت محصولات آرايشي بهداشتي بخريدش. حال ميكنم(نتيجه ميگيريم من فقط از اينكه بهم ناسزا بگن شاد نميشم
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 22:36 توسط روانپریش
|
|
|||||
|
|||||