تبليغاتX
یادداشتهای یک روانشناس روانی
یه روانی مثل همه روانیهای دیگه

برخورد انگيزشي با دو جريان اصلاح طلبي و روشنفكري در ايران كه امروز به محكوميت جريان روشنفكري انجاميده بي شك دردناك است و از اين جهت كه اصحاب مطبوعات نوك پيكان نقد خود را ناعادلانه وبه دور از رويكرد هاي اخلاقي نقد تنها به سمت روشنفكران نشانه رفته اند و شكست اصلاحات و روند فعلي آن را به تئوريهاي آن ارجاع مي دهند و نه به نحوه ي اجراي آن ، حال آنكه عده اي از اصلاح طلبان خود  معترفند كه مشكلات در اجراي تئوريهاي روشنفكرين مسبب چنين وضعيتي شده ، گو اينكه همين چند روز قبل سعيد حجاريان با نهايت صراحت لهجه عنوان كرد كه ما براي اصلاحات آماده نبوديم و نتيجه انتخابات خراداد 76 ما را شوكه كرد.

از اين ها گذشته اگر امروز نقدر روا باشد مسلما بر پيكره اجرايي اصلاات وارد است كه راه خود را در همان اوان پروژه اصلاحات از روشنفكرين جدا نمود و گواه آن نامه هاي سال 77 دكتر سروش به سيد محمد خاتمي بود كه در آن نامه ها از روند موجود شكايت كرده بود و شيخ را انذار داده بود اما هيچ التفاتي به وي نشد.

به قول يكي از دوستان قسمت هولناك ماجرا اينجاست كه طرفي كه خود باعث انفصال بازو و بدنه اصلاحات شده امروز تيغ بر عليه روشنفكري برداشته و نقاب بر چهره  زده و از روشنفكرين خون بها مي خواهد .ديروز محمد قوچاني ، امروز خجسته رحيمي و فردا يك مطبوعاتچي ديگر نقد را هدف خود قرار خواهد داد و دگماتيك گونه نقد مي زنند.   

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 0:7  توسط روانپریش  |