|
یه روانی مثل همه روانیهای دیگه
|
|
|
|
||||
|
و شرق ديگر بار توقيف شد و اينبار نه بسته شدن روزنامهاي كه پليدي مزدوراني مذهب به سر و قدرت به دست خواب در چشم ترمان مي شكند. شرق موجودي شده بود مولود بي امان فشارها و تحديدات امروز كه همچون پيري دنيا ديده و دست به عصا در نهايت محافظت از خويشتن گام مي زد يا در ديگر نگرش نوزادي طفيلي كه در بستري از مخاطرات ، بي پناه ، براي زندگي تلاش ميكند تا مبادا...... كه اما توقيف شد. چنين تجربياتي(گر چه به تلخي تكرار مي شوند) مدلول يك حكومت توتاليتر است. بيچاره روزنامه نگاراني كه عميق ترين درك ممكن از اين تجربه را دارند.
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 23:55 توسط روانپریش
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عرضم به حضور کثیفتون که امروز رفته بودیم پمپ بنزین تا باک این لعنتی رو پر کنیم که یه آقایی اومد گفت که موتورش بنزین تموم کرده و :
- جناب اگه میشه لطف کنید یک لیتر بنزین به من بدید تا خونه برم. - باشه آقا مسئله ای نیست . -آقا دم شما گرم. -(برو بابا!! تو این گرما اینم واسه ما گرما آرزو میکنه) خلاصه طرف موتورشو آورد و منم شیلنگو ( بهش میگن نازل. فکر کنم!) بهش دادم تا بزنه. و در حین اینکه مراقب بودم تا کارت و کسی کش نره دنبال پول تو جیبام میگشتم تا حساب کنم که دیدم بله طرف بنزین مجانی پیدا کرده و از غفلت من سوت استفاده کرده و باکشو رسمن پر کرده . العجب - آقا قرار بود ۱ لیتر بزنی ها!!!!!!!! - ............................... (نمی فهمم چی میگه فقط انگار داره تشکر میکنه) در همین حین که نازل دستمه یه نفر دیگه با یه چهار لیتری میرسه و ماشینشو نشون میده که اون گوشه پارک شده و میگه ۳ لیتر بنزین میخواد - آقا خواهش میکنم بفرمایین. -دستتون درد نکنه. در حین بنزین زدن دومی یه نفر دیگه ظرف به دست میرسه و ..... اصلا به حرفش گوش نمیدم و تنها بهش میگم متاسفم کاری از دستم بر نمیاد. اون آقا دومی سیصد تومن بهم میده و از من انکار و از اون اصرار تا اینکه پولو میگیرم و قائله ختم به خیر میشه. حالا این وسط سئوالی که میمونه اینه که قائله رو چه جوری مینویسن؟ غائله درسته یا قائله؟
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 0:44 توسط روانپریش
|
|
|||||
|
|||||