|
یه روانی مثل همه روانیهای دیگه
|
|
|
|
||||
|
بچه که بودیم بابا بعضی وقتا میومد تو مسائل مالی صرفه جویی کنه می رید به کل ماجرا میرفت. مثلا یه بار اومد تو خونه شروع کرد جعبه برقو درست کنه گفت یه کاری میکنم برق کمتر مصرف بشه.. هر چی بهش گفتیم که بابا تو که نه ابزار داری نه مهارت چه گهی میخوای بخوری اون تو؟؟؟؟
اما تو کتش نمیرفت پدرسگ.میخواست به بهانه تعمیرات برق دزدی کنه. آخر سر چند برابر دستمرد یه تعمیر کار خرج کرد تا کارو تموم کنه. پس فرداش داداشمو برق گفت مرد. همش تقصیر اون پدر سگ بود.
+
نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 16:56 توسط روانپریش
|
|
|||||
|
|||||